شهر مرگ

قبل نوشت:

-  یادداشت زیر رو سال هشتاد و هفت برای هفته نامه جیم نوشتم که یادمه کلی بازتاب داشت. الان هم که سالگرد واقعه عجیب سربنیتساست و خبرهایی از برخی نتایج آن در سال جاری منتشر شده، به نظرم رسید این یادداشت رو هم توی وبلاگ بذارم.

- این روزها شدیدا درگیر امورات اتحادیه هستیم. الان به نوعی در استراتژیک ترین نقطه زمانی در طول دو ساله قبل هستیم که اگر به لطف خدا موفق بشیم کار اتحادیه خیلی خیلی جلو می افته و اگر خدایی نکرده کم کاری کنیم احتمالا یک سال، همه چیز عقب می افته

خلاصه توی این ایام عزیز شدیدا التماس دعا داریم

- اخیرا یک نکته درباره ماه شعبان توجه ام را جلب کرد:

همه می دونیم که ماه شعبان خیلی برکات و اثرات مهمی داره اما اون نکته ای که توجه ام رو جلب کرد اینه که درسته که در این ماه طبق روایات متعدد، بهشتی شدن خیلی خیلی   آسون میشه و به اصطلاح، خداوند حراجی بزرگی برای نعمت های بهشت باز کرده (رجوع شود به روایات مفاتیح خصوصا سخنان رسول الله صلی الله علیه و آله درباره درآویختگان به درخت طوبی) اما برخلاف ماه رمضان که شیطان و دار و دسته اش غل و زنجیر میشند و اگه خود آدم اونا رو آزاد نکنه نمیتونند به اون آسونیا انسان روجهنمی کنند؛  در  ماه شعبان شیطان و رفقایش آزادند! و اتفاقا یک سازماندهی جدید میگیرند ولشکریانش مجهزتر میشند و تمام تلاش خودشون رو میکنند که نه تنها حواس آدم ها رو از حراجی بهشت پرت کنند بلکه راه جهنم رو هم هموار کرده اند. 

 به عبارت دیگر توی این ماه جهنمی شدن هم آسون تر میشه(رجوع شود به مفاتیح و سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله درباره در آویخته شدگان به درخت زقوم)

خلاصه توی این ماه باید خیلی خیلی مراقب بود که تو تله شیطانیان نیفتیم و خصوصا حواسمون به درهای باز و ارزان شده بهشت باشه که خوشبختی ابدی ما توی این ماه خیلی دم دستمون قرار داده شده، فقط کافیه برشون داریم(رجوع شود به همان روایت درآویختگان به درخت طوبی) 

باز هم التماس دعا...

 

شهر مرگ

وقی مردان "سربرنیتسا"  برای برقراری صلح ، سلاحشان را به نمایندگان سازمان ملل تحویل می دادند، کمتر کسی تحولات فردای آن روزها را پیش بینی می کرد.

نیروهای حافظ صلح  برای بر قراری امنیت  وارد "سربرنیتسا"   شدند و شهر را از مبارزان  مسلمان تحویل گرفتند. آن طرف تر اما صرب ها نیز در تدارک حمله ای تازه، حلقه محاصره را تکمیل می کردند. از طرف دیگر، آمریکا برای امضای توافق نامه ای امنیتی سران بوسنی وهرزگوین  را تحت فشار شدید خود گذاشته بود.بندهای این توافق نامه امنیتی- در خوشبینانه ترین حالت - استثماری نوین را برکشوری مسلمان و تازه استقلال یافته در قلب اروپا تحمیل می کرد.

در بیستم تیر ماه 1374 صرب ها وارد شهر شدند وپس از یک تبانی آشکار با آمریکا و نیروهای حافظ صلح، مردم خلع سلاح شده "سربرنیتسا"    را در اختیار خود گرفتند.

صربها تمام مردان بین 12 تا 77 سال را برای بازجویی و به اتهام جنایت جنگی جدا کرده و در انبار هایی زندانی کردند.

 

ای کاش کارخانه باتری سازی هیچ گاه در "سربرنیتسا"   ساخته نمی شد! این کارخانه مجهز به ماشین هایی برای خرد کردن انبوه باتری های بلا استفاده بود،  البته این ماشین های بزرگ مدت ها بود که به خاطر شرایط جنگی خاموش وبدون استفاده مانده بودند. صرب ها اما دوباره روشن اش کردند وبه کمک آن در کمتر 48 ساعت هزاران نفر از مردان سربرنیتسا را زنده زنده خرد کردند!

توجه دارید که قتل عام هزاران انسان در کمتر از 48 ساعت آن هم به فجیع ترین حالت ممکن به همین سادگی اتفاق افتاد! و این یعنی کشتن تمام مردان 12 تا 77 ساله سربرنیتسا!

شما تصور کنید حال زار زنان و دختران بازمانده وماتم دیده مسلمان آن شهر را در تابستان 1374!

در مجموع در این فرصت، صرب ها بیش از هفت هزار نفر از مردان "سربرنیتسا"   را به روش های مختلف به قتل رساندند واین هدیه ای بود برای آمریکا تا بتواند امضای  توافق نامه امنیتی اش رااز سران بوسنی بگیرد!

این روزها یادآور مصیبتی سنگین برای زنان ودختران آن شهر است، هزاران زن  ودختری که حتی جنازه های پدر،همسرو برادران خودشان را تحویل نگرفتند!

متاسفم که یادآوری کنم این نسل کشی فجیع در قرن 21 ودر قلب اروپای مدرن صورت گرفته است!

 

وقتی همین چند روز قبل گزارشات منتشر شده این جنایت را مطالعه می کردم بارها آرزو کردم که ای کاش این گزارش ها داستانی خیالی باشد، اما وقتی به صحت گزارش ها توجه می کردم غمی سنگین وجودم را فرا می گرفت و آرزو می کردم که ای کاش سازمان های حفظ حقوق بشر می توانستند ذره ای ازعمق این جنایت را می کاستند.  البته شاید هم بهتر بود آرزو می کردم که این سازمان های مسئول حفظ حقوق بشر به بهانه برقراری امنیت(!) سلاح های مردان"سربرنیتسا"  را از دستشان نمی گرفتند تا عمق این نسل کشی به این جا ها کشیده نمی شد.

واقعه  تلخ "سربرنیتسا"    شاید درسی باشد برای مسلمانان لبنان وعراق که هرکدام به نوعی با موضوع خلع سلاح وتوافق نامه امنیتی دست به گریبانند

 اما آگاهی های تک تک ما ایرانی ها از وقایع جهان همیشه می تواند راه گشای آینده موفقمان باشد، چرا که غبار مرور زمان، فراموشی را به بار می آورد که خود عامل اشتباه های سهمگین بعدی خواهد بود...  

/ 11 نظر / 56 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد نادری

خواندن این جنایات قلب هر کسی رو به درد میاره، اونجا هولوکاست اتفاق افتاد، اما هیچ برخوردی حتی در حد محاکمه سران جنایتکار انجام نشد. *** راستی برای جلسات حاج آقا علی اکبری منتظر اطلاع رسانی بودم، که نشد. اگر حضور حقیر (که عضو اتحادیه نیستم) مشکل داره بفرمایید.

ن.ش.ا

سلام، بسیار جالب و البته تاسف بار بود. این قضیه رو نمیدونستم. شاید هم باید گفت بیش از هرچیز عبرت اموز بود! سلاح زمین گذاشتن و قبول توافقنامه صلح و دست کم گرفتن دشمن همان و نابودی همان... خدا خودش مسلمین رو هدایت و سعادتمند کنه انشاءالله. التماس دعا

شراره نادري

حراج واقعي کمترين قيمت اجناس در کل ايران فقط در فروشگاه ارزانسرا لطفا مقايسه کنين و گران نخريد خريد خوب شايسته شماست www.shopingmeg.in

کارگاه اخلاق

سلام فرصت کردید به این وب هم سر بزنید. به شدت نیازمند نظراتتون جهت هر چه بهتر شدن و کارآمد شدن آن هستیم. در پناه حق...

علوی

این همه حرف، فارق از مجالی برای خواننده که کمی فکرش استراحت کند. کاش یک عکسی هم وجود داشت. اینجوری آبادیت خیلی آباد ترمی شد. اینجاست که احترام به مخاطب مطرح می شه.

صادق

ضمن قبولی طاعات، با تعریضی بر برخورد نیروی انتظامی با بدحجابی در مطلب: "حقوق بشر و مبارزه با بدپوششی" به روز و خواهان دیدگاه شما در این زمینه ام.

ستاره

سلام آقای ملکی ما میخوایم توی مدرسه یه تشکلی بزنیم که هدفش آشنایی بیشتر بچه ها با امام رضاست مدرسه قبول کرده حالا میخوام شماراهنماییم کنیین چکارکنیم که هم جذاب باشه هم به هدفمون برسونتمون؟؟؟ (درضمن اصلا باانجمن مدرسه نمیخوایم موازی کاری کنیم)

ستاره

سلام شما همیشه اینقدر دیر به صادق آباد سرمی زنیدیا عادت به جواب دادن ندارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ستاره

سلام 1-بله ماانجمن داریم 2-ترجیح میدیم هیچ ربطی به انجمن نداشته باشه البته من باهمه انجمنیهای مدرسه دوستم ودوستشون دارم ودرواقع خودم انجمنی ام ازنوع فعالش ولی به این خلا رسیدم میخوام یه کاردرست انجام بدم البته جدای از انجمن