صادق آباد!

الهي هب لي قلبا يدنيه منك شوقه، و لسانا يرفع اليك صدقه، و نظرا يقربه منك حقه...

پرده برداری از یک حجاب شخصی علمی!
نویسنده : صادق - ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٩
 

قبل نوشت:

1- عید بسیار بسیار پر برکت فطر برهمگی مبارک!

2- شب عید فطر مزه ملسی داره که هیچ شبی از سال رو نمیشه با اون مقایسه کرد؛ طعمی که هم تلخه و هم شیرین!

دلیش رو که همه میدونید دیگه...

#######

پرده برداری از یک حجاب شخصی علمی!

 

چند روز پیش یک جمله ای از آیت الله بهجت توی روزنامه خراسان خوندم که برای من  تکان دهنده بود و ذهن من رو حسابی مشغول خودش کرد؛ اونقدر که موجب شد یک اشتباه قدیمی از زندگی ام رو متوجه بشم!

قبل از این که جمله آقای بهجت رو بگم اشتباهم رو بدونید جالبه:

من از دوران دبستان که به معنی دعای سلامتی امام زمان علیه السلام نگاه میکردم این جوری برداشت کرده بودم که :

خدایا باش با ولیت حجه ابن الحسن که درود تو بر او و پدرانش باد ؛ در این ساعت ودر کل وقت ها؛ همان ولیی که حافظ ماست و رهبرماست و یاورماست و راهنمای ماست و...

الی آخر!!

و هر وقت این دعا رو میخوندم در ذهنم همچین معنی تداعی میشد و جالب این جا بود که در این سال ها بارها و بارها این دعا رو با توجه به معنی اش می خوندم و پی به معنی اصلی اش نمی بردم!

به نوعی درگیر یک حجاب علمی شده بودم و اگر دقت اخیر در این ماه رمضان شامل حالم نمیشد معلوم نبود تا کی؛ این خیالی که فکر میکردم معنی  دعارو میدونم من رو از ارتباط حقیقی با این دعا محروم میکرد!!

 

اما نکته ویژه ای از آقای بهجت که شاید شنیده باشید ولی برای من تلنگری بود رو هم ببینید:

"حضرت آیت ا... بهجت (ره) می فرمایند: حضرت غایب (عج) دارای بالاترین علوم است و اسم اعظم بیش از همه نزد خود آن حضرت است؛

 با این همه هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرف شده فرموده است برای من دعا کنید. در حالی که مرده را زنده می کند خود در زندان وسیع به سرمی برد و در مورد خود حق ندارد.

 حضرت رسول (صلی ا... علیه وآله) فرمودند: افضل اعمال امتی انتظار الفرج"

حتما تا کنون به این یکی از هزاران اشتباه من پی برده اید....

 

#######

بعد نوشت:

مطلب زیر رو هم اخیرا برای ماهنامه نگاره نوشته ام:

 

حوادث عجیبی که باورش نکرده ایم!

 

  • دیکتاتور پر قدرت  و ثروتمند مصر درون قفسی که مخالفان خود را به دادگاه می‌برد افتاد به جلسه محاکمه کشیده شد
  • قرار هفتگی قیام های کشورهای منطقه نماز جمعه است
  • ظرف کم تر از شش ماه چندین دیکتاتور خون خوار و غرب زده عرب سرنگون شدند و برخی هم در راه سرنگونی اند
  • علمای مصری پیشنهاد می‌دهند که ایران،مصر،ترکیه رهبری تحولات منطقه را بر عهده بگیرند
  • شعار های اسلامی و مطالبات ضد صهیونیستی گسترده تر و علنی شده اند
  • مردم حاضر در کشورهای همسایه فلسطین حملاتی را برای بازکردن حلقه محاصره مردم غزه انجام داده اند
  • همزمان با اوضاع مهم جهان اسلام شاهد سقوط های متعدد اقتصادی و سیاسی وامنیتی کشورهای غربی هم هستیم
  • و ده ها و صد ها خبر دیگر که اگر یک سال قبل یک نفر نویدش را داده بود به این سادگی ها باورش نمی کردیم

چه کسی باور می‌کرد ژاندارم های منطقه که از حمایت های همه جانبه آمریکایی-صهیونیستی برخوردار بودند ظرف چند هفته سقوط کنند و کار چندانی از دست ابر قدرت های جهان بر نیاید؟

چه کسی باور می‌کرد غول های اقتصادی و سیاسی و امنیتی جهان چنین اوضاعی را پیش رو داشته باشند و حتی اعتراض های متعدد مردمی در قلب اروپا هم بر مشکلات روز افزونشان سایه بیاندازد؟

سال گذشته چه کسی می‌توانست حتی بخشی از تحولات  متعدد و متنوع امروز جهان را باور کند؟

حال یک سوال!

 به نظر شما مرداد سال 1391 وضعیت کلی و جزئی کشورهای مختلف خصوصا جهان اسلام چگونه خواهد بود؟

آیا سرعت عجیب تحولات متوقف شده است و موضوعات مهمی چون بیداری اسلامی سرکوب یا تضعیف شده اند؟

یا شاید هم موج های بسیار بزرگ تر و مبارک تری در راه است؟!

آن چه معلوم است و تجربه های متعدد تاریخی اثبات کرده این است که اگر در این تیپ برهه های حساس تاریخی وظیفه خود را نشناسیم و به آن عمل نکنیم، فرصت های بزرگی را از دست خواهیم داد و چه بسا شکست های نا امیدکننده ای را پس از پیروزی های بزرگ شامل حالمان کند

خبر های دقیقی وجود دارد که جبهه غرب تلاش های همه جانبه ای را برای تسلط بر اوضاع، خصوصا در کشورهای جهان اسلام آغاز کرده که فارغ از برخی موفقیت های نسبی، ناکامی های فراوانی را متحمل شده نکته ای که نباید ما را مغرور سازد  و وای به روزی که با کم کاری های ما، این فرصت بی نظیر تاریخی از  دست برود و معلوم نیست چند دهه دیگر دوباره بتوان چنین اوضاعی را ایجاد کرد.

روز قدس امسال مهم تر و تعیین کننده تر از سال های قبل شده است، چرا که بیش از صد میلیون مسلمان که سابقا اجازه هیچ گونه عملیاتی را در این روز سرنوشت ساز نداشته اند از شر بند های حاکمان مزدور اسرائیلی رها شده اند و این یعنی یک فرصت بسیار مهم برای یک سره کردن سنوشت اسرائیل، این غده سرطانی جهان اسلام

بر همه ما واجب است که علاوه بر حضور گسترده تر در راهپیمایی امسال، جمعیت بیشتری را در داخل و خارج کشور، همراه کنیم تا برایند کلی این حرکت های به ظاهر کوچک، همان شود که انبیا و اولیای الهی نویدش را داده اند.

یادمان نرود ماه مبارک رمضان فرصت ویژه ای است برای بازگشت جهان اسلام به قرآن و بهره مندی از تعالیم اسلام ناب برای رسیدن به بزرگ ترین پیروزی حق بر باطل...

اگر قدر بدانیم!

 

 

 

 


 
 
شهر مرگ
نویسنده : صادق - ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۱
 

قبل نوشت:

-  یادداشت زیر رو سال هشتاد و هفت برای هفته نامه جیم نوشتم که یادمه کلی بازتاب داشت. الان هم که سالگرد واقعه عجیب سربنیتساست و خبرهایی از برخی نتایج آن در سال جاری منتشر شده، به نظرم رسید این یادداشت رو هم توی وبلاگ بذارم.

- این روزها شدیدا درگیر امورات اتحادیه هستیم. الان به نوعی در استراتژیک ترین نقطه زمانی در طول دو ساله قبل هستیم که اگر به لطف خدا موفق بشیم کار اتحادیه خیلی خیلی جلو می افته و اگر خدایی نکرده کم کاری کنیم احتمالا یک سال، همه چیز عقب می افته

خلاصه توی این ایام عزیز شدیدا التماس دعا داریم

- اخیرا یک نکته درباره ماه شعبان توجه ام را جلب کرد:

همه می دونیم که ماه شعبان خیلی برکات و اثرات مهمی داره اما اون نکته ای که توجه ام رو جلب کرد اینه که درسته که در این ماه طبق روایات متعدد، بهشتی شدن خیلی خیلی   آسون میشه و به اصطلاح، خداوند حراجی بزرگی برای نعمت های بهشت باز کرده (رجوع شود به روایات مفاتیح خصوصا سخنان رسول الله صلی الله علیه و آله درباره درآویختگان به درخت طوبی) اما برخلاف ماه رمضان که شیطان و دار و دسته اش غل و زنجیر میشند و اگه خود آدم اونا رو آزاد نکنه نمیتونند به اون آسونیا انسان روجهنمی کنند؛  در  ماه شعبان شیطان و رفقایش آزادند! و اتفاقا یک سازماندهی جدید میگیرند ولشکریانش مجهزتر میشند و تمام تلاش خودشون رو میکنند که نه تنها حواس آدم ها رو از حراجی بهشت پرت کنند بلکه راه جهنم رو هم هموار کرده اند. 

 به عبارت دیگر توی این ماه جهنمی شدن هم آسون تر میشه(رجوع شود به مفاتیح و سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله درباره در آویخته شدگان به درخت زقوم)

خلاصه توی این ماه باید خیلی خیلی مراقب بود که تو تله شیطانیان نیفتیم و خصوصا حواسمون به درهای باز و ارزان شده بهشت باشه که خوشبختی ابدی ما توی این ماه خیلی دم دستمون قرار داده شده، فقط کافیه برشون داریم(رجوع شود به همان روایت درآویختگان به درخت طوبی) 

باز هم التماس دعا...

 

شهر مرگ

وقی مردان "سربرنیتسا"  برای برقراری صلح ، سلاحشان را به نمایندگان سازمان ملل تحویل می دادند، کمتر کسی تحولات فردای آن روزها را پیش بینی می کرد.

نیروهای حافظ صلح  برای بر قراری امنیت  وارد "سربرنیتسا"   شدند و شهر را از مبارزان  مسلمان تحویل گرفتند. آن طرف تر اما صرب ها نیز در تدارک حمله ای تازه، حلقه محاصره را تکمیل می کردند. از طرف دیگر، آمریکا برای امضای توافق نامه ای امنیتی سران بوسنی وهرزگوین  را تحت فشار شدید خود گذاشته بود.بندهای این توافق نامه امنیتی- در خوشبینانه ترین حالت - استثماری نوین را برکشوری مسلمان و تازه استقلال یافته در قلب اروپا تحمیل می کرد.

در بیستم تیر ماه 1374 صرب ها وارد شهر شدند وپس از یک تبانی آشکار با آمریکا و نیروهای حافظ صلح، مردم خلع سلاح شده "سربرنیتسا"    را در اختیار خود گرفتند.

صربها تمام مردان بین 12 تا 77 سال را برای بازجویی و به اتهام جنایت جنگی جدا کرده و در انبار هایی زندانی کردند.

 

ای کاش کارخانه باتری سازی هیچ گاه در "سربرنیتسا"   ساخته نمی شد! این کارخانه مجهز به ماشین هایی برای خرد کردن انبوه باتری های بلا استفاده بود،  البته این ماشین های بزرگ مدت ها بود که به خاطر شرایط جنگی خاموش وبدون استفاده مانده بودند. صرب ها اما دوباره روشن اش کردند وبه کمک آن در کمتر 48 ساعت هزاران نفر از مردان سربرنیتسا را زنده زنده خرد کردند!

توجه دارید که قتل عام هزاران انسان در کمتر از 48 ساعت آن هم به فجیع ترین حالت ممکن به همین سادگی اتفاق افتاد! و این یعنی کشتن تمام مردان 12 تا 77 ساله سربرنیتسا!

شما تصور کنید حال زار زنان و دختران بازمانده وماتم دیده مسلمان آن شهر را در تابستان 1374!

در مجموع در این فرصت، صرب ها بیش از هفت هزار نفر از مردان "سربرنیتسا"   را به روش های مختلف به قتل رساندند واین هدیه ای بود برای آمریکا تا بتواند امضای  توافق نامه امنیتی اش رااز سران بوسنی بگیرد!

این روزها یادآور مصیبتی سنگین برای زنان ودختران آن شهر است، هزاران زن  ودختری که حتی جنازه های پدر،همسرو برادران خودشان را تحویل نگرفتند!

متاسفم که یادآوری کنم این نسل کشی فجیع در قرن 21 ودر قلب اروپای مدرن صورت گرفته است!

 

وقتی همین چند روز قبل گزارشات منتشر شده این جنایت را مطالعه می کردم بارها آرزو کردم که ای کاش این گزارش ها داستانی خیالی باشد، اما وقتی به صحت گزارش ها توجه می کردم غمی سنگین وجودم را فرا می گرفت و آرزو می کردم که ای کاش سازمان های حفظ حقوق بشر می توانستند ذره ای ازعمق این جنایت را می کاستند.  البته شاید هم بهتر بود آرزو می کردم که این سازمان های مسئول حفظ حقوق بشر به بهانه برقراری امنیت(!) سلاح های مردان"سربرنیتسا"  را از دستشان نمی گرفتند تا عمق این نسل کشی به این جا ها کشیده نمی شد.

واقعه  تلخ "سربرنیتسا"    شاید درسی باشد برای مسلمانان لبنان وعراق که هرکدام به نوعی با موضوع خلع سلاح وتوافق نامه امنیتی دست به گریبانند

 اما آگاهی های تک تک ما ایرانی ها از وقایع جهان همیشه می تواند راه گشای آینده موفقمان باشد، چرا که غبار مرور زمان، فراموشی را به بار می آورد که خود عامل اشتباه های سهمگین بعدی خواهد بود...  


 
 
وقتی امام با شکستن عکس شاه مخالفت کرد!
نویسنده : صادق - ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢
 

قبل نوشت:

1- چند ماهی می شه که برنامه سفر حاج آقای حاج علی اکبری به مشهد مرتب شده و هر دفعه دو جلسه درس اخلاق بسیار ویژه برگزار می‌کنند؛ یکی ویژه سرگروه ها و کادر اتحادیه مشهد و دیگری ویژه خانواده های جمع متأهلین دعای کمیل شهید حکمت؛ انصافا خلاء درس های اخلاق و کلاس های حقیقی و شرعی سیر و سلوک برای ملت خیلی خالیه و هر کی با این طور جلسات آشنا نیست خیلی توی زندگیش ضرر می کنه

موضوع درس حاج آقا در اتحادیه، شرح دعای بعد از زیارت آل یاسین است که یادگار ویژه ای از امام زمان علیه السلام در موضوع تحصیل نور برای ارکان وجودی انسانه که هم کاربردیه و هم شیرین

جلسه قبل(جلسه چهارم) به قسمت نور یقین برای قلب رسیدیم که به قول حاج آقا این موضوع اونقدر مهم هست که یک انسان بتونه اون رو هدف زندگیش قرار بده و....

موضوع درس حاج آقا در جمع خانواده ها که در منزل آقای احدیان تشکیل میشه هم؛ شرح حدیث معاذ در موضوع هفت مانع اصلی صعود و عروج اعمال خوب و پسندیده انسانه

موضوع جلسه قبل درباره کبر و راه درمانش بود، به نظرم خوبه  که فرق عجب و کبر و تکبر رو که اونجا یادگرفتم رو همین جا هم بگم:

 عجب یعنی خود شیفتگی یعنی انسان نسبت به کمال واقعی یا وهمی که داره به خودش بباله؛

کبر یعنی خود برتر بینی یعنی انسان کمال واقعی و یا وهنی خود را در مقایسه با دیگران تعریف کنه و اصطلاحا خودش رو برتر ببینه، و یک حالت درونیه

تکبر وقتی اون کبر که حالتی درونی بود در رفتار و سکنات انسان بروز پیدا کنه

 البت نکات درس حاج آقا فراوانه و فرصت موجود اندک...

2- این یاداشتی که در ادامه اومده همون سخن نخست نگاره است که برای شماره خرداد نوشتمش و این جا هم میذارمش...

**************

وقتی امام با شکستن عکس شاه مخالفت کرد!

بسیاری از تحولات تاریخ معاصر ایران شباهت های زیادی با معجزه های بزرگ الهی دارد. اما واقعا چه اتفاقی افتاده است که امداد های متعدد خداوند همراه همیشگی حرکت تاریخ ساز امام خمینی (ره) بوده است؟

می گفت: خدمت امام رسیدم و گفتم عکس های  شاه و فرح و بچه هایش را در همه جای مدرسه نصب کرده‌اند و قبل از شروع درس مجبوریم در مقابل عکس های آنان ادای احترام کنیم!

امام فرمودند خب عکس ها را پایین بیاورید

عرض کردیم همچین نقشه ای داریم و قرار است یواشکی به مدرسه برویم و همه عکس ها را بشکنیم...

امام گفتند: نه! عکس ها را نشکنید

- چرا؟!!

- آخر قاب عکس ها بیت المال است، و نباید به آن آسیب بزنید، اگر می توانید بدون آسیب زدن به قاب ها کاری بکنید، حتما این کار را بکنید

- گفتم نمی شود که قاب ها را پایین بیاوریم و عکس ها را خارج کنیم و...

- خوب انجام ندهید! کار حرام حرام است...

این یکی از هزاران برخورد منحصر به فرد امام  بود، شیوه ای  که اجازه نمی‌داد برای مقدس ترین اهداف، حکم خداوند نادیده گرفته شود.

 امام حتی از کوچکترین راه های ظلمانی و گناه آلود برای رسیدن  به بزرگ ترین اهداف نورانی و اسلامی استفاده نمی‌کرد.

آری! حقیقتا که  هدف هیچ گاه وسیله را برای او توجیه نکرد...

و این رمزی بودکه قانون امداد های بزرگ الهی را شامل حال او می‌کرد و معادلات ظاهری جهانی را نقش بر آب.

خیلی از ما خودمان را پیرو مکتب امام می‌دانیم ولی رفتارمان برخلاف سیره ایشان است!

به راحتی غیبت می کنیم و حتی نقل کننده تهمت ها می‌شویم  و بعد اسمش رامی‌گذاریم بصیرت افزایی!!

زبانمان برای اهداف به ظاهر نورانی به هر وسیله ظلمانی آلوده می‌شود و بعد خیال می‌کنیم داریم خدمت می‌کنیم!!

غافل از این که نه تنها در عالم معنا حرکتی به سمت آرمان های جبهه حق انجام ندادیم ایم بلکه سد آن هم شده ایم و عذاب آخرت را برای خودمان خریده ایم!!

یک بار دیگر توصیه های متعدد اخلاقی رهبر حکیم انقلاب اسلامی در یک ساله گذشته را مروکنیم و رفتار های خودمان را مورد بازنگری جدی قرار دهیم، خصوصا فرمایشات مهم ایشان در 14 خرداد امسال که تذکر دقیقی بود به همه ما و شما و آنان!


 
 
خاطره ای منتشر نشده از امام خمینی(ره)
نویسنده : صادق - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٤
 

قبل نوشت:

١- همیشه برای من چهارده خرداد روز بسیار متفاوت و عجیبی بوده است،

  ارادت قلبی من به امام  یک نوع تلاطم روحی تلخ وشیرین را در این روز برایم ایجاد می‌کند

راستش تا کنون خیلی از مشکلات زندگی ام به واسطه توسل به  این مرد بزرگ حل شده است که تفصیل آن فرصت مفصل تری را می طلبد...

٢- خاطره کوچکی را که در ادامه ذکر می‌کنم بعید می‌دانم درجایی منتشر شده باشد و بعضا به صورت شفاهی چند جایی نقلش کرده ایم

چهارده  خرداد امسال تصمیم گرفتم در این وبلاگ منتشرش کنم:

 

حاشیه یک یادگاری

یکی از توفیقاتی که همیشه به آن افتخار کرده ام این است که خطبه عقد پدر و مادرم توسط حضرت امام خمینی(ره) خوانده شده است، نکته ای که شاید یکی از ریشه های عمق شوق و ارادت من به حضرت ایشان باشد...

تصویر این دیدار نکات جالب فراوانی دارد اما خاطره ای که می خواهم ذکرش کنم بر‌می‌گردد به تصمیمی که مادرم می‌گیرند تا به عنوان تبرک، تسبیح امام را از ایشان بخواهند و بگیرند و بعد  بتوانند چند دانه ای از آن را نزد خود نگه دارند و ما بقی را تبرکاً به دیگر عاشقان امام در فامیل و آشنا هدیه بدهند.

در پایان آن مراسم به یاد ماندنی و مملو از خاطرات شیرین که طبق روال همیشگی، امام وکیل عروس می شوند و روحانی دیگری از جانب بیت ایشان وکیل داماد و مشترکاً خطبه عقد را اجرا می کنند، این مراسم توسط ایشان به خوبی اجرا می‌شود و در پایان حضرت امام توصیه ای به پدرم می‌کنند و ...

پدر و مادرم هم هرکدام دعاهایی را برای خودشان از امام در خواست می‌کنند و ایشان هم اجابت می‌کنند و دعا می‌کنند و جلسه رو به اتمام می‌رود...

اما

 قبل از پایان برنامه، مادرم خطاب به امام خیلی ساده عرض می‌کنند:

 " امام تسبیحتون رو می‌دید؟"

امام گویا ملاحظه ای داشتند که تسبیحشان را نگه دارند لذا جواب نمی‌دهند

مادرم دوباره عرض می کنند:

"امام تسبیحتون رو می‌دید؟"

و باز هم امام سکوت می‌کنند...

 در این هنگام آن عالم جلیل القدری که از یاران امام بود و وکیل داماد شده بود تا مراسم عقد را مشترکاً با امام اجرا کند، برای آن که مادرم را منصرف کند می‌گوید:

"آقا تسبیح ندارند!"

تا این حرف را می زند امام نیم نگاه سریعی به آن آقا می‌اندازند  دستشان را در جیبشان می کنند و تسبیحشان را بیرون می‌آورند و رو به مادرم می‌کنند و می‌فرمایند:

" بیا بگیر دخترم!"

و تسبیحشان را به مادرم هدیه می‌دهند...

 می‌شود گفت توریه(نوعی دروغ مصلحتی) آن آقا در محضر امام و نوع مواجهه محکم ایشان برای جلوگیری از ذره ای انحراف در یک برخورد ساده شخصی موجب شد  تا یک یادگار ارزشمند از امام راحل وارد خانواده ما شود.

البته مادرم خلاف تصمیم اولیه، حیفشان می‌آید دانه های تسبیح را جدا کنند و بین دوستان و آشنایان تقسیم کنند و لذا آن را سالم نزد خودشان نگه می‌دارند...

 


 
 
زنگ خطر اقتصادی برای خودم و البته شما!
نویسنده : صادق - ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳٠
 

 

قبل نوشت:

١- دو هفته گذشته خیلی خیلی سرم شلوغ بود،

از یک طرف کارای شخصی  و  از طرف دیگه  امور ابتدای سال  اتحادیه که خیلی ازم انرژی گرفت

به همه اینا اضافه کنید راه انداختن "جنبش جهانی دانش آموزی" به کمک برو بچه های اتحادیه مشهد و گسترش اون به مدارس استان و اتحادیه های کشور و حتی جهان اسلام...

٢- گفتنی درباره این جنبش زیاده که به فرصت های بعد موکولش میکنم؛ خصوصا اینکه فارغ از نقد هایی که به خودمون درباره نوع اجراش دارم احساس میکنم از کارای کم نظیر تاریخ اتحادیه بود (حالا چرا و چطورش بماند!) علی الحساب میتونید به وبلاگی که در این باره تاسیس شده و لینکش کردم مراجعه بفرمایید

٣-چند ماه پیش که داشتم رساله نوین امام خمینی (ره) درباره مسائل اقتصادی رو میخوندم مطالبی دیدم که خیلی مرا تحت تاثیر قرار داد؛

خصوصا که میدیدم خیلی از دوستان خودم و حتی مجموعه های فرهنگی به خاطر عدم اطلاع کافی از ظرافت ها و احکام اقتصادی اسلام نه تنها  برکت را از زندگی فردی و تشکیلاتی خود میبرند بلکه نا دانسته نان حرام سر این سفره ها هم میذارن

این انگیزه ای بود که منجر شد به بهانه سال جهاد اقتصادی این مطلب رو به عنوان سخن نخست نگاره، به چاپ برسونم

نکته ای که زنگ خطر بزرگی رو برای شخص خودم به صدا در آورد و امیدوارم برای دوستان هم همچین نقشی بازی کنه!

 

آیا بچه های انجمن حرام خواری می‌کنند؟!

 

یک نوجوان انجمنی معمولا از دو طریق با پول سر و کار پیدا می‌کند. یا پول توجیبی  که معمولا به مصارف شخصی و جمعی و حتی فرهنگی می‌رسد؛ یا پول و  بودجه ناچیز بیت المال که برای مصارف کاری و فرهنگی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

خوب می دانیم که اگر ذره ای مال حرام در پول شخصی و حتی بودجه های فرهنگی ما وجودداشته باشد نه تنها اثر مثبت تلاش های ما را از بین می‌برد بلکه روز به روز ما و جمع ما را به سمت پرتگاه سقوط نزدیک می کند!

امیر المومنین علیه السلام می‌فرمایند: "والله که ربا در این امت خفی تر است از جای پای مورچه بر روی سنگ سخت!"

دخل و خرج های زندگی از دوران نوجوانی شروع می‌شود و تا آخر عمر همراه آدم می‌ماند اما...

متاسفانه کم نیستند آدم های دین مداری که نادانسته پول خودشان را حرام می‌کنند و برکت های فراوان الهی را از زندگی کاری و شخصی‌شان دور می‌کنند!

علت آن هم نکته ای به ظاهر ساده است، خیلی هایمان اولا شناخت کافی از احکام اقتصادی اسلامی نداریم و ثانیا از اهمیت شناخت و رعایت این احکام هم غافلیم.

تکلیف مال حرام(ولو نا داناسته باشد) و اثرات به شدت مخرب آن در زندگی شخصی معلوم است، اما خیلی از دوستان در روش کسب بودجه های - ولو ناچیز- دقت لازم را انجام نمی‌دهند و مثلا با  برخی دروغ های به ظاهرمصلحتی در فاکتور سازی ها یا... موجبات شبهه‌ناک شدن بودجه فرهنگی‌شان را فراهم می‌کنند و این خود مهم‌ترین دلیل می‌شود برای بی‌اثر شدن تلاش های فرهنگی ‌آنان در اصلاح جامعه.

متاسفانه این موضوع فقط به تشکل ها و نهادهای مختلف فرهنگی کشور محدود نمی‌شود بلکه در برخی دستگاه های کلان کشور(حتی بسیاری بانک ها و...) نیز به وضوح دیده می‌شود! نکته ای که خود یکی از دلایل کاهش تاثیر مثبت تلاش دلسوزان نظام در عرصه های مختلف می‌باشد

سال جهاد اقتصادی را باید از زوایای مختلف غنیمت شمرد. خصوصا از منظر توجه جدی به مهارت های کسب روزی حلال برای خود، خانواده و جامعه اسلامی‌مان؛ مطلبی که اگر جدی گرفته شود موجبات گشایش های فراوان در تمامی شئون زندگی ملت ایران را به ارمغان خواهد آورد.

به شرطی که  قدر و اهمیت شناخت و عمل به احکام و ظرافت های اقتصادی اسلام را بفهمیم و اجرا کنیم

انشاءالله


 
 
← صفحه بعد